مي دانيم كه تاريخ، آوردگاه انديشه هاي متفاوت و ميدان زورآزمايي مكتب هاي گوناگون است و ويژگي برجسته انسان نيز انديشيدن و خردورزي او است. در ميدان تضارب انديشه ها، اين دين مداران دل سوز هستند كه از سر اخلاص و تعهد، براي حمايت از انديشه هاي ديني و تفسير شايسته و بايسته از ساحت دين كوشيده اند. آنان با شورآفريني و تشويق ديگران به تكاپو و تلاش در اين راستا، اميد به آينده اي زيبا و سرشار از ايمان به مبدأ اعلي را نويد داده و انسان ها را از نااميدي، دل مردگي و ايستايي رهانيده اند.
سپاس خداي را كه صبح انديشه را بر چكاد آزادي نشاند.
آزادي، بخش جدايي ناپذير حقوق معنوي هر انسان است. دين نيز نمايانگر ابعاد وجودي آدمي و شناساننده حقوق اوست. پس بديهي است كه دين براي آزادي، اهميت ويژه اي در نظر بگيرد. عبادت، فلسفه آفرينش انسان است و بندگي از انسان آزاد، جز براي خداوند پذيرفته نيست. اميرمؤمنان علي عليه السلام مي فرمايد: «لا تكن عبد غيرك و قد جعلك اللّه حرا؛ بنده ديگران مباش كه خداوند، تو را آزاد قرار داده است».[1]
خداوند، انسان را آفريد تا از روي اختيار، غير اللّه را به دور ريزد و با كنار گذاشتن وابستگي ها در عين آزادي و آزادگي، به كمال مطلوب و سرمنزل مقصود برسد؛ كه لسان الغيب، حافظ شيرازي مي گويد: