خانواده در تمام فرهنگها كانون شکلگیری هويت فرد است. هيچ فردي جدا از خانوادهاش قابلتعریف نيست و خانواده ركن اصلي سازندهی فرد و شخصيت اوست (ثنايي، 1379). اسلام بهعنوان مکتبی انسانساز بیشترین عنایت را به تکریم، تنزیه و تعالی خانواده دارد و این نهاد مقدس را کانون تربیت، مهد مؤدت و رحمت میشمرد. لذا سعادت و شقاوت جامعه انسانی را منوط به صلاح و فساد این بنا میداند و هدف از تشکیل خانواده را تأمین نیازهای مادی، عاطفی و معنوی انسان ازجمله دستیابی به سکون و آرامش برمیشمارد (آزاد ارمکی و غیاثوند، 1383). انسانها در خانواده به هویت و رشد شخصیتی دست مییابند و در خانوادههای سالم به تکامل معنوی و اخلاقی نائل میشوند. لذا خانواده عامل کمال بخشی، آرامش و بالندگی به اعضا خویش است که در تحولات اساسی جوامع نقش عمدهای ایفا میکنند. بنابراين، خانوادهها بهعنوان بااهمیتترین بنيان كوچك اجتماعي هر جامعه که تأثير بسزایی در تمامي شئون زندگي افراد بهویژه فرزندان دارد؛ بايد عواملي را كه موجب پيدايش، شکلگیری و تقويت ارزشها، ارتباطات خانواده و جامعه و بهویژه ارزشهاي اجتماعي که از اساسیترین عناصر نظام اجتماعي بوده و از طريق آنها میتوان جامعه را كنترل و بهسوی زوال يا تعالي سوق میدهند را شناسایی و جهتدهی نماید (كفاشي، 1389).