این اولین و تنها باری نیست که تحقیقات ریاضی به مطالعات پزشکی کمک میکند. درواقع باید گفت مرز قراردادی میان علوم، که آنها را بهطور مشخص به حوزههای جداگانهای با حدود مشخص تقسیم میکرد، اکنون آنقدرها هم جدی تلقی نمیشود. یک محقق ریاضی، میتواند به پیشرفتهای بیولوژی کمک کند و یک فیزیکدان هم میتواند شیمی را با نگاه دیگری بررسی کند. نمونههای این پژوهشهای «بینرشتهای» بسیار است. اما نکته مهم این است که هر دو طرف بتوانند درک درستی از رابطه میان حوزههای مختلف علوم داشته باشند و بتوانند این حدومرزهای قراردادی را، که در طی سالهای پیشرفت علم و تخصصی شدن گرایشها و بهناچار به وجود آمدهاند، کنار بگذارند تا بتوانند به نتیجه مشخصی برسند .
دکتر آگور به کمک تصویربرداری با تشدید مغناطیسی یا MRI تومورهایی را که در حال رگزایی بودند موردبررسی قرارداد و سپس نظامی از معادلات دیفرانسیل را برای شبیهسازی آنچه میدید ترتیب داد. معادلات دیفرانسیل سرعت تغییر یک متغیر (مثلاً میزان عامل رشد تولیدشده) را به مقدار فعلی آن و در مواردی به مقدار آن درگذشته ربط میدهند و این معادلات تقریباً اساس الگوهای ریاضی سرطان هستند؛ الگوهایی که معمولاً متشکل از مجموعهای از معادلات دیفرانسیل «همزمان»، هرکدام در مورد یک متغیر، هستند که نتایج هرکدام وارد معادله بعدی میشود. نتایج بررسیهای این گروه پژوهشی آن بود که شرایطی وجود دارد که در آن اندازه یک تومور، بهجای رشد مداوم، نوسان میکند…..