بهعنوان معلم بايد عميقاً باور داشته باشيم که هر دانشآموز قابليت رشد و يادگيري را دارد بهشرط آنکه ما ابزارهاي سنتي ارزشيابي را که بدون توجه به تفاوتهای فردي، فقط به دنبال نقطهضعفهاست رها کنيم و ابزاري بسازيم که تواناییها را شناسايي کند و به دانشآموز اعتمادبهنفس بخشد و زمينه را بهگونهای مهيّا کنيم که نمره گرايي از بين برود و معلم و دانشآموز و اوليا همه به دنبال کيفيت کار باشند نه کميت.
بسياري از معلمان نگران اتمام برنامههای درسي خود هستند بديهي است بخشنامهها و دستورالعملهای اداري و اجرايي در توليد اين نگراني نقش عمده دارند و باعث افت کيفي کار آنان میشود. براي رفع اين نگراني بايد چارهاندیشی کرد تا کيفيت فداي کمیت نشود.[1] [1]
چکیده:
در این مجموعه سعی شده که نگاهی کوتاه و گذرا در ارزشیابی کیفی یا توصیفی داشته باشیم و تلاش کردهایم تا بتوانیم همکارانی را که با این ارزشیابی آشنایی ندارند و یا ابزار و روشها را نمیدانند تا حدّی یاری دهیم.
در این مباحث ابتدا در خصوص ارزشیابی و اهداف آن و اعتبار و اهمیت ارزشیابی سخن به میان آمده و دستهبندی ارزشیابیها را داریم و با توجه به اهمیت ارزشیابی تکوینی و ارتباط داشتن این ارزشیابی با ارزشیابی توصیفی سعی شده تا اهداف و اهمیت ارتباط آن بیان شود.
بعدازاین موارد به بررسی ارزشیابی کمّی و کیفی و تفاوت آنها و ارزشیابی توصیفی و کاربرد و ابزارهای آن صحبت شده و راهکارهای مناسب جهت چگونگی استفاده از ابزارها و نتایج حاصل از ارزشیابی توصیفی ارائهشده است.