در سال ۱۸۵۹ در ورمونت آمریکا در خانوادهای کشاورز، زاده شد. در دانشگاه، بیش از همه از فلسفه ایدآلیستی هگل تأثیر پذیرفت. اما پس از تأثیرپذیری از اندیشههای داروین و گرایش علمی و تجربی، از ایدآلیسم هگلی و مطلقگرایی او رویگرداند و به طبیعتگرایی (naturalism) رو کرد.
دیوئی دوگانگیهایی را که از دیرباز در تاریخ اندیشه ، پذیرفته شدهاند مانند دوگانگی طبیعت آن سوی ، روان تن، مادی معنوی؛ نادرست و گمراهکننده میشمارد از دیدگاه او نه تنها جدا شمردن انسان و طبیعت بلکه جدا کردن فرد از زمینه اجتماعی او نارواست. هم انسان و طبیعت و جامعه را باید همواره با یکدیگر در نظر آورد؛
هم جنبههای گوناگون آدمی را باید در نسبت با یکدیگر نگریست. از این روست که جدا کردن اندیشه و کردار یا نظر و عمل را- که از زمان ارسطو چون بخشی از سنت فلسفه درآمده است-ناروا میداند. هم از این روست که تحول اجتماعی ، آموزش و پرورش ، و فلسفه را در پیوندی ناگستنی میبیند.
دیوئی که از دیدگاه فلسفه سیاسی ، دموکراسی را شایستهترین قسم زمامداری میشمارد و از همین رو ، نام کتاب اصلی او در فلسفه آموزش و پرورش «دموکراسی و آموزش و پرورش » است، کارآیی و ناکارایی آن را وابسته به چگونگی آموزش و پرورش دانسته میگوید: دموکراسی، تنها یک روش سیاسی برای اداره جامعه نیست بلکه بیش از هر چیز ، یک روش زندگانی است.
دیوئی می گوید:
دموکراسی تنها در سرزمینهایی به نابودی گرایید که طبیعتی فقط سیاسی داشت و به گوشت و خون مردم و به زندگانی روزانه آنان راه نیافته بود… من برآنم که دموکراسی سیاسی نامطمئن خواهد بود مگر آنکه خوی دموکراسی به اندیشه و کردار و به بافت زندگانی مردم راه یابد.
نوع فایل: پاورپوینت (قابل ویرایش)
تعداد اسلاید: ۱۲
لطفاً برای مشاهدهپاورپوینت دیوئی محصول را خریداری و دانلود نمائید…